بهار 95؛ یاد دوران نوجوانی و خواندن سه گانه ارباب حلقه‌ها افتادم، کتابی که با ولع خاصی آن را بلعیدم. کتاب‌هایی که به کوشش رضا علیزاده به دست نسل من رسیده بود. این یادآوری باعث شد سراغ دیگر کارهای آقای علیزاده بروم و یکی پس از دیگری ترجمه‌های خوب او را مرور کنم. راستش از سبک ترجمه خوشم آمده، مخصوصا روشی که در رمان عزازیل انتخاب کرده است (تو پست‌های بعدی در موردش می‌نویسم). به قول عباس پژمان طنز در رمان‌های ناتانیل وست مثل زندگی و مرگش جایگاه ویژه‌ای دارد و در هر کدام از آن‌ها خود را به صورت خاصی در می‌آورد. اما طنز‌آمیزترین آن‌ها رمان یک میلیون جرینگی است که طنزش صورت کاملا عریانی به خود می‌گیرد و خوشبختانه در ترجمه عالی رضا علیزاده هم مثل اثر بسیار خواندنی شده است.

رمان کم حجمی که در طول دو روز خواندن خنده‌های تلخ زیادی به سراغم اومد. این کتاب تاخت و تاز وحشیانه‌ای به کاپیتالیسم و رویای آمریکایی است.کمیکی خشک و ناسور که قهرمان آن به رغم کوشش زیاد نه تنها از فرش به عرش نمی‌رسد، بلکه به زیرزمین هم تشریف می‌برند. داستان نوجوان تهیدست و خوشبینی را روایت می‌کند که در دوران رکود بزرگ امریکا رهسپار یافتن بخت خود و نجات خانه مادرش می‌شود. با امیدی کورکورانه سفر خود را آغاز می‌کند از همان ب بسم ا.. هدف شروران و کلاهبرداران می‌شود. پسری با های و هوی زیاد (به هرکس می‌رسد از هوا و هوس و آرزوهای خودش می‌گوید) که در مسیرش قربانی بانکدارها، سیاستمدارها، جیب‌برها، برده‌دارهای ایتالیایی، ج.ا.کش‌های چینی و پلیس‌های سادیستی ایرلندی-آمریکایی می‌شود. بدبختی‌های قهرمان ما که زیاد و مختلف هستند در قالبی سورئال چیزهای با ارزشی را در ازای زندگی کردن می‌پردازد. خرده ریز شانس‌های او هم به صورت معکوس می‌شوند و کردار خوب او بد تعبیر و تفسیر می‌شود. در چیزی که به نظر می‌رسد آخرین رسوایی و خواری اوست، آلت دست دو کمدین می‌شود که در صحنه‌ای ظالمانه خنده‌دار او را کتک می‌زنند تا خنده‌های تلخی به وجود بیاورند. اما در دنیایی که هرگونه اقبال برای بدست آوردن پول از دست رفته است، قهرمان ما حتی در مرگ هم استثمار می‌شود و به صورت شهید بازیچه دست سیاستمدار شکست‌خورده‌ای می‌شود. رمان سراسر غیر انسانی، وحشیانه، مالامال از یاس و ترس و عدم اعتماد است. وست در مقام یک هجو نویس بزرگ به رویای پولدار شدن مردم فقیر می‌تازد. او را می‌توان کافکای آمریکا نامید!

A Cool Million

در پشت کتاب می‌خوانیم:

“به قول خودمان هرکه را طاووس باید جور هندوستان کشد. مقادیری دندان این وسط چه اهمیتی دارد؟ مورد داشته‌ایم که یک نفر هر دو چشمش را از دست داد، ولی با همه اینها کلی پول و پله به هم زده. همین آقای هنری فورد معروف وقتی چهل ساله بود ورشکست شد و هزار دلار از دوستش جیمز کوزنز قرض کرد، وقتی قرض‌اش را پس داد، هزار دلارش شده بود سی و هشت میلیون دلار. لمیوئل پیتکین که هفده سال بیشتر ندارد.”

صفحه تقدیم مترجم هم جالب است:

ترجمه این کتاب را تقدیم می‌کنم به:

قهرمانان دوران ما

برج سازان

رویافروشان

متخصصان پیشبرد فروش