تقسیم – پیرو کیارا

بیایید اول از همه نوشته پشت کتاب را بخوانیم:

سال‌های اوج‌گیری فاشیسم در ایتالیاست. در یک خانواده‌ی سنتی در شهری کوچک یک کارمند ساده‌ی دارایی بعد از مرگش به دلیل یک سوء‌تفاهم یا شوخی تبدیل به یک اسطوره میهنی می‌شود. الگویی که همه از او اقتباس می‌کنند و می‌خواهند که مانند او بعد از مرگشان با پیرهن سیاه حذب فاشیست به خاک سپرده شوند. اما این اسطوره میهنی در چهاردیواری نفوذناپذیر خانه‌اش زندگی‌ای هم داشته است که در داخل خانه هم او را به اسطوره دیگری تبدیل می‌کند و …

قبول کنید خلاصه جذابی است؛ داستان ایتالیایی، حذب فاشیست، مهدی سحابی واژه‌های کلیدی جذابی هستند که مجابم کرد کتاب را بگیرم و بخوانم.

61168

پیرو کیارا معروف به استاد قصه‌گویی این داستان را در سال 1964 نوشته، که معروف‌ترین اثر او نیز است، و هنوز هم در میان محبوب‌ترین و پرفروش‌ترین کتاب‌های معاصر ایتالیاست. در مقدمه می‌خوانیم قصه‌گویی شفاهی ویژگی اصلی او است که تاثیری بر نثر روان و بی‌تکلف، نگرش مستقیم و بی‌پیرایه واقعیت و دقت بیان کیارا دارد. حاصل این سبک ویژه مبتنی بر “صرفه‌جویی روایی” برقراری رابطه مستقیم و بداهه نویسنده با خواننده است. پی‌رنگ داستان بسیار جذاب است ولی نویسنده سوخت این ایده ناب را زود می‌سوزاند و انگار در وسط‌های داستان حوصله‌اش سر رفته است و خواسته داستان را زود تمام کند. به نظرم ایده گنجایش روایتی سه برابر حجم حاضر را داشت. به هر حال پیارا خواسته صرفه‌جویی کند. در نقل قولی از بوکاچو در دکامرون می‌خوانیم: “قصه‌ای باید بگویم از فجایع و از عشق، کمی باهم آمیخته …”؛ این نقل قول درست قبل از شروع داستان آمده است و کاملا گویای روایت است.

تقسیم - پیرو کیارا2

داستان شخصیت اصلی ندارد و به صورت دانای کل روایت می‌شود؛ روایتی با معرفی مرد میانسال مجرد کارمند دارایی که عادت‌های ماشین‌واری برای زندگی دارد به همراه یک انحراف جنسی! راستی یادم رفت که بگویم داستان کاملا اروتیک است. یک آقای دیگری هم هست که مثلا وکیل بوده و علاقه عجیبی به زشتی دارد و در باغچه خانه‌اش به پرورش انواع میوه‌های دستکاری شده می‌پردازد تا آنها را هر چه زشت‌تر و هیولاوارتر در بیاورد. فتیش او به قدری زیاد است که روی تولید مثل‌اش هم تاثیر می‌گذارد و با همسری راشیتیک سه دختر کلنگ و داغون به وجود می‌آورد. گرچه تلاش او برای رسیدن به زشتی خطا هم داشته و هر یک از سه دختر یک ویژگی زیبا نیز در خود دارند. یکی خرمن موی بلندی تا زانو دارد، دیگری دستان صدفی و پنجه‌های دلپذیری دارد و آن یکی پر و پاچه‌ای بلورین و هوس‌انگیز. هر سه دختر زشت در تمام فعالیتهای دینی شهر فعالیتی بارز دارند و جزء ستون‌های مذهبی کلیسا هستند. خودشان می‌دانند که نمی‌توانند سودای شوهر را در سر داشته باشند ولی بالاخره خواهر دارای پایین تنه زیبا تصمیم میگیرد مخ یه مرد را بزند که از قضا همون کارمند ماشینی است. جریان تقسیم این است: کارمند ماشینی در خانه این سه خواهر سه سیب پوست می‌گیرد، سیب‌هایی که بر اثر رسیدن زیاد قسمت‌های زیادی از آنها ضایع شده است. او یک سوم سالم هر سیب را جدا می‌کند و با کنار هم قرار دادن سیب سالم و خوشمزه‌ای درست می‌کند…تقسیم - پیرو کیارا3

تقسیم با توجه به مفهومش خواننده را در ابتدا گمراه می‌کند، مخصوصا با خلاصه زیرکانه‌ای که ناشر در پشت جلد آورده است، ولی با مهارت و هوشمندی مسیر خود را پیدا می‌کند و تغییر شخصیت‌ها و دگرگونی آن‌ها را با جذابیت خاصی روایت می‌کند. به ظاهر با یک پورنوگرافی طرف هستیم ولی کیارا در لفاف طنز کنایه‌هایی به مذهب و کلیسا می‌زند. کیارا همه چیز را عالی شروع و بد تمام می‌کند؛ کاش حوصله بیشتری داشت. نکات زیادی هم نصفه کاره ول می‌شوند و اصلا معلوم نیست برای چی در داستان گنجانده شده‌اند.

حس ترحم برای سه خواهر برانگیخته می‌شود؛ محرومیت، رنج و دردی با سایه محوی از عشق که شرح حالی ناراحت کننده به وجود آورده است ولی زیر لایه‌های طنز پنهان شده است. پدیده‌ای واقعی که در جوامع بسته شکل می‌گیرد و این دردناک است. خواهرانی که ته‌مانده‌های پوسیده دینداری و اشرافیت کلیسایی هستند و با ورود کارمند خروس صفت افسار شهوت و تمنای بدن مشمئز‌کننده‌شان رها می‌شود. حتی در جایی از داستان اشاره‌ای گذرا به میل سادیستیک کارمند و همچنین مازوخیسم یکی از خواهران می‌شود. از زاویه‌ای خاص به مفهوم زنانگی می‌پردازد و نگاهی ژرف به اعماق اندیشه‌های زنانه با بهره‌گیری مناسب از فضاسازی اروتیک می‌اندازد.تقسیم - پیرو کیارا

مانند بیشتر نویسنده‌های ایتالیایی کیارا نیز مسائل تلخ و ناراحت کننده را در غالب طنز به خورد ما می‌دهد و محیط خشکه مذهب و چشم و گوش بسته سه زشت رو مومنی که شهوت سرکوب شده‌شان شکوفا می‌شود را دستمایه داستان می‌کند و در آخر هم گریزی به فاشیست می‌زند و نرینگی را مظهر و محراب پرستش قرار می‌دهد.

مشخص نیست این کتاب چجوری مجوز چاپ گرفته! و با توجه به چیزایی که پس از سانسور باقی مانده معلوم نیست اون چیزایی که سانسور شده چه درجه وخیمی از انحراف داشته است. در کل اثر متوسط با ایده‌ای نو است که نویسنده تا حدی آن را پرورش داده و تعریف کرده است. برای یک بار خواندن و لذت بردن خوب است، نه حس بدی دارد نه حس عالی.

“معتقد بود که زشتی و زیبایی هر دو ثمره ی تلاش خلاقانه یکسانی هستند و خودشان به تنهایی فقط کیفیت‌هایی اضافی‌اند. عقیده داشت که ایجاد یک چیز زشت کار راحتی نیست و به اندازه رسیدن به چیز زیبا زحمت می برد. نتیجه‌ها صرفا به سلیقه بستگی دارد و هر کسی شکلی را می‌پسندد.”