داستان آئورا را می‌توانید در یک ساعت بخوانید. ولی مطمئن باشید وقتی که کتاب تمام شد به درک جالبی از مفهوم انسانی رسیده‌اید، مفهومی انسانی به عمق تاریخ آفرینش.

وقتی شروع به خواندن کتاب می‌کنی (به همین منوال روایت دوم شخص) همراه با فیلیپه برای قبول کار بازنویسی خاطرات یک ژنرال وارد خانه قدیمی و تاریکی می‌شوی که بیوه پیر ژنرال در آنجا ساکن است. مانند فیلیپه میلی با وجود دستمزد بالا به انجام کار نداری ولی با ورود برادرزاده پیرزن، آئورا، تنها چیزی که پذیرفتن و انجام آن کار ملال‌انگیز را برایت ممکن می‌کند عشق به آئورای زیبا و معصوم است.شخصیتهای آئورا

این رمان کوتاه یک تکه جواهر است. بسته‌ای از احساسات یک سرنوشت ناگسستنی و بی‌رحم برای یک مرد جوان در مکزیکوسیتی؛ روایت غریب دوم شخص مفرد و استفاده ثابت از ضمیر “تو”، خواننده را به درون دنیای خیالی می‌کشاند، یا به عکس، دنیای خیالی را به درون دنیای خواننده هل می‌دهد. خواننده، با تعلیق بی‌اعتقادی، تبدیل به قهرمان داستان می‌شود، پروتاگونیست، و پلات را به طور شگفت‌انگیزی بازی می‌کند. رمان با زبان شاعرانه و استعاری  و همچنین نشان‌پردازی، به خصوص نماد آفرینی رنگی و شور و حرارت جادویی و جنسی آمیخته است. بر اساس تفسیر هر فردی، رمان می‌تواند حاوی جادوگری و سحر، هیپنوتیزم، یا تناسخ و فراکوچ باشد. هر کدام را که انتخاب کنید، کتابی فریبنده، دلکش، سحرآمیز، پرشتاب و سریعی پیش رو دارید که وقتی باز می‌کنید تا انتها را تند تند ورق می‌زنید.

جوانی چیست؟ هویت و وجود فردی چیست؟ زمان چیست؟ آئورا تمنای انسان برای جاودانگی است. چرا انسان که در قرن اخیر از دیدگاه مدرنیسم سیر و اشباع نشده به پست مدرنیسم پناه برده است؟ بیماری تجدد که انسان را به تکاپو وادار می‌کند تا خودش را همیشه تر و تازه ببیند جواب این سوال است. میل جاودانگی به طور مطلق انسانیست. اصلا منشاء این حس، خود انسان و درون اوست. آدم برای رهایی از ملال، مونس جان‌های بیمار، باید خودش را به ابدیت پیوند بزند. آیا گذشته می‌تواند زنده شود؟ آیا گذشته می‌تواند دوباره در حلول شخصیتی متفاوت اما با ماهیت یکسان به صحنه برگردد؟ به نظر می‌رسد فوئنتس این سوالات را در این داستان کوتاه می‌پرسد. در تاریکی، جوانی برابر کهنسالی به نظر می‌رسد و پوست جوان مانند پوست پیر.آئورا - فوئنتس

یک چیز جالب که در مورد این کتاب دوست داشتم قسمت دوم آن است. پس از پایان داستان، در پیوست آن، نویسنده شرحی بر چگونگی نگارش این کتاب آورده است و سیر پژوهشی که برای نوشتن آن طی کرده است را تعریف می‌کند. قسمتی از آن را با هم می‌خوانیم:

((در طی نوشتن داستان به سفارش دوستی به دیدن فیلم داستان‌های “ماه پریده‌رنگ بعد از باران” اثر میزوگوچی رفتم. تصویرهای زودگذر میزوگوچی بیانگر داستان عاشقانه زیبایی بود که کارگردان ژاپنی از قصه “خانه‌ای در نیزار” از مجموعه “اوگتسو موناگاتاری” بر‌گرفته بود. اثری که اوئدا آکیناری در قرن 18 نوشته بود…..Ugetsu Monogatariچهار سال بعد نسخه ایتالیایی قصه‌های ژاپنی توگی‌بوکو نوشته هیوسوئی شی‌شوئون، چاپ 1666، را پیدا کردم. دریافتم داستانی به نام “میاگینوی روسپی” که 200 سال پیش از قصه آکیناری و 300 سال پیش از فیلم میزوگوچی نوشته شده بود و همان حکایت را روایت می‌کرد وجود دارد، اما این بار پایانی داشت که Necrophilia (مرداربارگی) را راست و صریح به میان آورده بود….. با مشورت و همراهی بونوئل فیلم‌ساز و نفوذ به کتابخانه ملی پاریس به دنبال تبار  قصه‌های ژاپنی بودم….. فکر می‌کردم که آیا کتابی بی‌پدر، مجلدی یتیم در این دنیا وجود دارد؟ کتابی که زاده کتاب‌های دیگر نیست؟ ورقی از کتابی که شاخه‌ای از شجره پرشکوه تخیل ادبی آدمی نباشد؟ آیا خلاقیتی بدون سنت هست؟ و باز، آیا سنت بدون نو شدن، آفرینشی جدید، نو رستن قصه‌های دیرنده، دوام می‌یابد؟

آن وقت بود که کشف کردم منشا نهایی این داستان، قصه‌ای چینی به نام “زندگی‌نامه آئی شاه” است که خود بخشی از مجموعه‌ای به نام “تسین تنگ سین هوآ”……..))

داستانی شگفت‌انگیز از کارلوس فوئنتس و ترجمه‌ای بی‌نظیر از عبدالله کوثری.